گونش
شمش؛ Şamaş؛شید؛گونش؛قویاش؛سمش؛خورشید؛احتمال به یقین ای لفظ از طریق ایلامیان ایلتصاقی زبان و مهاجر که از دوطرف رود ارس به مناطق کوههای غرب ایران کنونی رفته اند وارد زبانهای رایج در منطقه عربی و غیره شده است
شامان؛Şaman؛شمن؛ Şamanگونش تاپینان؛گونشه پرستش ائله یین؛دوشونجه لی؛گونشی تمثیل ائله یین؛گونش اینانجلی اویماقلارین معنوی باشجیسی؛خورشید گونه؛خورشید مانند؛پدر روحانی در آیین مهر پرستی؛پیشوای خورشید؛ پرستان؛حکیم؛ساحر؛غیب گوی؛واقف اسرار؛حایل در میان خیر و شر؛در ترکی آذربایجانی شامان نویسند
شوشه؛Şüşa؛شیشه؛شؤیکه؛گونش کیمین پارلاق؛ایشیق قایتاران؛خورشید وش؛خورشید گونه؛خورشید مانند؛انعکاس دهنده نور؛تداعی کننده نور خورشید
شوشا؛Şuşa؛گونش اوزلو؛گونش قات؛پارلاق؛گویچک؛خورشید وش؛دختر نجیب زاده ؛دختر منسوب به خانواده شمن
شید؛Şyid؛شیده؛Şeyda؛شیدی؛Şeydi؛گونش؛گونش شعاسی؛اوغلان کیشی آدلاریناندیر؛ ارتونقانین اوغلونون آدی اولموش؛نام یکی از پسران ارتونقا(افراسیاب باشد) ؛ازاسامی مردان باشد
این وبلاگ دل نوشته های من است برای ....هدیه ای که من از طرف نوایی بزرگ گرفتم تمامی مطالب این وبلاگ سروده و نوشته شده به وسیله مدیروبلاگ بوده مگر اینکه نام نویسنده و یا شاعر ذکر شده باشد .